{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند
گل نمی‌روید، چه غم گر شاخساری بشکند

باید این آیینه را برق نگاهی می‌شکست
پیش از آن ساعت که از بار غباری بشکند

گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه‌ام
صبر باید کرد تا سنگ مزاری بشکند

شانه‌هایم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته‌سنگی زیر پای آبشاری بشکند

کاروان غنچه‌های سرخ، روزی می‌رسد
قیمت لبهای سرخت روزگاری بشکند
دیدگاه ها (۸)

تصــور کن بهاری را که از دست تــو خواهد رفتخم گیسوی یاری را ...

من همون تنها ترینم که دلم رو به عشق تو سپردمتو همون امید بود...

در گذر از عاشقان رسید به فالمدست مرا خواند و گریه کرد به حال...

وقتــــــی بـغـلـــــش کــــردم ؛ تـمــــوم تـنـــــــــــم ...

بعد از اين بگذار قلب بي‌قراري بشكند گل نمي‌رويد، چه غم گر شا...

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکندگل نمی‌روید،چه غم گر شاخس...

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند گل نمی‌روید، چه غم گر شا...

بعد از این بگذار قلب بیقراری بشکند گل نمی روید ، چه غم گر شا...

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند گل نمی‌روید، چه غم گر شا...

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکندگل نمی‌روید، چه غم گر شاخ...

گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه‌امصبر باید کرد تا سنگ ...

بعد از این بگذار قلب بی‌قرارے بشڪندگل نمی‌روید، چه غم گر شاخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط