{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واعاییی یادم میره بزارممم

واعاییی یادم میره بزارممم..

بجا گردنبنده سلیب تصور کنین.
بعد رو شکم یونا یه گرگه. رو دست چپشم کلاااااا تتوعه.
دیدگاه ها (۱۱)

(دو ماه بعد) بعد اون روز وقتی که کوک در جواب سوالم گفت شاید....

_ااا تویی کوک؟؟ کوک: به نظر خودت کیه؟ _ام من با نامجون کار د...

یونا همینطور که سرش پایین بود به حرف اومد.. _اما اقای رییس.....

جدا از اون چشکلی نفسش بند نیومده بود؟؟..._وااااتتت؟؟. ریدممم...

عضو جدید اژانس یک گربه هست؟! ( پارت ۹ )*سکووووووووت*یونا: او...

سناریو باکودکو

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۱۵از زبان ات صبح بلند شدم و کارای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط