{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چگونه دست دلم را بگیرم ودر کنار دلتنگیهایم قدم بزنم.در ای

چگونه دست دلم را بگیرم ودر کنار دلتنگیهایم قدم بزنم.در این خیابان که پر از چراغ و چشمک ماشینهاست.
نه آقایان مسیر من با شما یکی نیست، از سرعت خود نکاهید من آداب دلبری را نمی دانم.
دیدگاه ها (۷)

دیدی سخت نیست تنها بدون من!دیدی صبح میشود شبها بدون من!این ن...

باورت شود یا نه.....روزی میرسدکه دلت برای هبچ کس به اندازه ی...

شک نکن....آینده ای خواهم ساخت که گذشته ام جلویش زانو بزند.قر...

مادر یعنی خود خود زندگی.

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

عاشقانه های شبنم

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

پارت سوم — یک روز معمولیسوآ از وقتی یورا را با خودش برده بود...

پارت سوم — یک روز معمولیسوآ از وقتی یورا را با خودش برده بود...

🖤 پارت ۴۳ | «آخرین حرکت»ماشین با سرعت در جاده حرکت می‌کرد.لا...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

حکیم بزرگ ژاپنی روی شنها نشسته و در حال مراقبه بود مردی به ا...

پارت ۳ با اینکه حالم بد بود ولی نخواستم خماری بزارمتون پارت ...

جنگل نفرین شده پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط