{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شب برایش تاسحر"گلپونه ها"خواندم

یک شب برایش تاسحر"گلپونه ها"خواندم
تنهابه لبخندی مرادیوانه می دانست

فردای آنشب رفت فهمیدم که معنای
"من مانده ام تنهای تنها"رانمی دانست
دیدگاه ها (۳)

چای از دست تو همواره چشیدن داردخاطراتت چه قشنگند شنیدن داردم...

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم...چون دلبرانه بنگری در ...

هرچه هستی باش!... اما باش!با توامای لنگر تسکین!ای تکانهای دل...

آمدم ازحسرت یک بوسه آزادم کنیمن فقیری عاشقم درعشق دلشادم کنی...

ما بر خرابه نشيني عادت داريم.اصلا ما براي خرابه هايمان،هزارا...

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

مادرم نیست

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

رز آبی پارت ۲۹

پارت ۳۹ — «سه روز»شب اول بعد از صدور حکم، یورا دوباره برای ب...

...پنج پارتی از جیمین....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط