{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادمین کوکو هستم

ادمین کوکو هستم

خواب محال:پارت19



چشمامو بستم و شیشه رو روی رگ دستم کشیدم....

••کوثر••

کریس و چانی در رو شکوندن فاطمه با شیشه تو دستش نگاهی به ما انداخت و بلافاصله شیشه رو رگش کشید که جیغ من و غزل بلند شد ،فاطمه بی حال افتاد رو زمین و کف حموم پر از خون شده بود
غزل:فاطیییییی کمکش کنیییییید بلندش کنییییید
خشکم زده بود و فقط نگاه میکردم و اروم اروم اشکام سرازیر می شدن ،غزل هم همش جیغ میکشید و تو سر خودش میزد
چانیول فاطمه رو بلند کرد و به سمت ماشین رفت


**********بیمارستان
همه مثل لشکر شکست خورده پشت در نشسته بودیم سوهو پوست لباشو میکند و بکی نگران با انگشتاش بازی میکرد
غزل بغل لوهان گریه میکرد سهون هم جفت من نشسته بود و حرف نمی زد بقیه هم تو حیاط بیمارستان با کای حرف می زدن

دکتر از اتاق برون پرید ما هم به سمت دکتر هجوم بردیم
سوهو:حالش چه طور دکتر؟؟
غزل:هق هق اقای دکتر بگید بلایی سرش نیومده..
چانیول:بیهوشه؟؟
بکی:حالش خوبه؟؟؟
دکتر:اروم باشید...الان میگم
سهون:د بگو دکتر جون به لب شدم
دکتر:زخمش خیلی عمیقه حدود یک هفته ای باید بستری باشه حالش خیلی بد بود ولی الان بهتره
سوهو:میتونیم ببینمش؟؟؟
دکتر:الان بیهوشه نمیشه بزارید استراحت کنه

ما:خواهش میکنییییم
دکتر:زیاد طولش ندید
ما:چشم......
دیدگاه ها (۱۳)

سلام.. فوفا عامده خوبید؟ قسمت 20 :ما : چشموارد اتاق شدیم یه ...

انیووووعای عم ادمین فوفا من و ادمین کوکو تا فردا پیش همیم☺✌ک...

سلام عشقای من حالتون خوبه؟؟ دلم واستون خیلی تنگ شده بودعاشقت...

عشق دریا پارت ۲_____________________________تا درو وا کردم پ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_33 روز ها در پی هم می‌گذشتند و بلاخره ...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

چند پارتی درخواستی

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ویو ا. تسرم گیج م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط