{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب بود و ماه و اختر و شمع و من و خیال

شب بود و ماه و اختر و شمع و من و خیال
خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود
در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت
رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود
در عالم خیال به چشم امدم پدر
کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود
موی سیاه او شده بود اندکی سپید
گویی سپیده از افق شب دمیده بود
یاد امدم که در دل شبها هزار بار
دست نوازشم به سر و رو کشیده بود
از خود برون شدم به تماشای روی او
کی لذت وصل بدین حد رسیده بود
چون محو شد خیال پدر از نظر مرا
اشکی به روی گونه زردم چکیده بود.
( سهراب سپهری)
این پست رو به پدرم تقدیم میکنم که هر چی تو زندگی دارم و ندارم از دعای پدرمه.از خدا براش سلامتی و طول عمر با برکت آرزو میکنم.
دیدگاه ها (۱۲)

واکسن میزنی.....

ایلار...بچه پسر عموم

بود آیا که در میکده‌ها بگشایند گره از کار فرو بسته ما بگشاین...

آسمان را بنگرکه هنوزبعد صدها شب و روزمثل آن روز نخست، گرم و ...

(خیال پدر)شب بودوماه واختر و شمع ومن وخیالخواب از سرم به نغم...

درعالم خیال به چشم آمدم پدر             کز رنج چون کمان قد س...

..شب بود و ماه و اختر و شمع و من و خیال!خواب از سرم به نغمه ...

یاد آمدم که در دل شب ها هزار باردست نوازشم به سر و رو کشیده ...

#ولادت_آقا_امیرالمومنین_امام_علی_مبارک_باد 🌺💐🙏#روز_پدر_مبارک...

#داستان_ترسناک _ قسمت سوم در حالیکه ساز ودهل نمی زدند اما صد...

گویند مرا چو زاد مادر ، پستان به دهان گرفتن آموختشب ها بر گا...

طلاق پارت دوم (ترسناک)

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد بردبه کوه خواهد زدبه غار خواهد...

میدانی،دلم میخواهد یک روز مهمان برنامه دورهمی شوم،روی همان ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط