نداشتم هیچ وقت اگه شوقی هم بوده برای کارم بوده خب دلیل دیگه ای ...
𝒑𝒂𝒓𝒕 3
نداشتم هیچ وقت اگه شوقی هم بوده برای کارم بوده خب دلیل دیگه ای هم داری خانم لجبازِ خوشگل
ات: من خودم دیدم تو بغلش کردی گفتی دوسش داری
یونگی: کی
ات : دیروز که اومدم شرکت
یونگی : من و بغل نکرده یکی دیگه بوده
ات : اما گفت یونگی عشقم کی ازدواج می کنیم و ات رو طلاق می دی
یونگی: قیافه اونی که بغلش کرد و دیدی
ات : نه فقط خانم هان صدا زد یونگی لباس هاشم شبیه تو بود
یونگی: خانم هان تو رو دید
ات : اره
یونگی : خب حالا چی فکر می کنی من بودم اون کسی که خانم هان بغلش کرد صبر کن رفت به یکی زنگ زد و اومد این رو می گی
ات : اهوم
یونگی : بیا از این زاویه نگاه کنیم
ات : وای خدای من متاسفم یونگی
یونگی : اشکالی نداره ولی تو چه جوری هنوز شوهرت رو از پشتش تشخیص نمی دی
ات : خب اون موقع ذهنم قفل شده بود وقتی اون کلمات و شنیدم اصلا دقت نکردم متاسفم نباید اونجوری رفتار می کرد
یونگی: اشکالی نداره بیا بغلت کنم
ات : نمی خوام
یونگی : باشه نیا
ات : یونگی یه ذره با من مهربون باشی هیچی نمی شه ها
یونگی: الان در مهربون ترین حالت ممکنم
ات : قشنگ معلومه پاشد چمدونش رو برداشت رفت سمت در بیا درو باز کن
یونگی : کجا می خوای بری
ات :خونه مامانم
یونگی : برای چی با چمدون صبر کن بپوشم منم میام با هم بریم
ات : نمی خواد برو سر کارت برا کارت فقط ذوق داری برای ما که نداری
یونگی برای تو بیشتر دارم رفت پوشید اومد درو باز کرد بریم خوشگل خانوم
ات : هر جا می خوای برو من با تاکسی می رم خونه مامانم تلفتش زنگ خورد برداشت بله درسته همینجاست کی می رسید الان میرسید که یونگی تلفن رو گرفت ازش
یونگی : سلام خسته نباشید پول براتون می ریزم نیازی نیست بیاید متاسفم قطع کرد و داشت با گوشی ات پرداخت می کرد
ات : داری چی کار می کنی گوشیم رو بده
یونگی : بیا تموم شد
ات : گوشی رو گرفت یونگی هم چمدون و ازش گرفت برد داخل خونه و برگشت
ات : چرا چمدونم و بردی
یونگی : لجبازی رو بزار کنار بیا سوار شو بریم
ات : هی همون طلاق می گرفتم بهتر بود اونجوری با جیمین ازدواج می کردم و اون خیلی باهام مهربون بود هر روز بغلم می کرد بوسم می کرد نازم و می خرید برام خوراکی می گرفت می زاشت هر وقت بخوام...
یونگی : بس کن ات رو عصبام نرو اسم اون عوضی هم نیار یه بار دیگه اسمشو بیاری می رم با دستای خودم دفعنش می کنم بیا اینجا ببینم ات رو بغل کرد و بوسیدش ببخشید خوشگلم من کلا اینجوریم نمی تونم کاریش کنم دوست ندارم زیاد کسی بغلم کنه و بوسم کنه اما قول می دم از این به بعد هر روز تو رو بوس و بغل کنم
ات : امیدوارم زیر قولت نزنی
یونگی نمی زنم بوسید ات رو
ات :می تونم بوست کنم
یونگی : اره خوشگلم
ات:بوسش کرد
𝑬𝒏𝒅
نداشتم هیچ وقت اگه شوقی هم بوده برای کارم بوده خب دلیل دیگه ای هم داری خانم لجبازِ خوشگل
ات: من خودم دیدم تو بغلش کردی گفتی دوسش داری
یونگی: کی
ات : دیروز که اومدم شرکت
یونگی : من و بغل نکرده یکی دیگه بوده
ات : اما گفت یونگی عشقم کی ازدواج می کنیم و ات رو طلاق می دی
یونگی: قیافه اونی که بغلش کرد و دیدی
ات : نه فقط خانم هان صدا زد یونگی لباس هاشم شبیه تو بود
یونگی: خانم هان تو رو دید
ات : اره
یونگی : خب حالا چی فکر می کنی من بودم اون کسی که خانم هان بغلش کرد صبر کن رفت به یکی زنگ زد و اومد این رو می گی
ات : اهوم
یونگی : بیا از این زاویه نگاه کنیم
ات : وای خدای من متاسفم یونگی
یونگی : اشکالی نداره ولی تو چه جوری هنوز شوهرت رو از پشتش تشخیص نمی دی
ات : خب اون موقع ذهنم قفل شده بود وقتی اون کلمات و شنیدم اصلا دقت نکردم متاسفم نباید اونجوری رفتار می کرد
یونگی: اشکالی نداره بیا بغلت کنم
ات : نمی خوام
یونگی : باشه نیا
ات : یونگی یه ذره با من مهربون باشی هیچی نمی شه ها
یونگی: الان در مهربون ترین حالت ممکنم
ات : قشنگ معلومه پاشد چمدونش رو برداشت رفت سمت در بیا درو باز کن
یونگی : کجا می خوای بری
ات :خونه مامانم
یونگی : برای چی با چمدون صبر کن بپوشم منم میام با هم بریم
ات : نمی خواد برو سر کارت برا کارت فقط ذوق داری برای ما که نداری
یونگی برای تو بیشتر دارم رفت پوشید اومد درو باز کرد بریم خوشگل خانوم
ات : هر جا می خوای برو من با تاکسی می رم خونه مامانم تلفتش زنگ خورد برداشت بله درسته همینجاست کی می رسید الان میرسید که یونگی تلفن رو گرفت ازش
یونگی : سلام خسته نباشید پول براتون می ریزم نیازی نیست بیاید متاسفم قطع کرد و داشت با گوشی ات پرداخت می کرد
ات : داری چی کار می کنی گوشیم رو بده
یونگی : بیا تموم شد
ات : گوشی رو گرفت یونگی هم چمدون و ازش گرفت برد داخل خونه و برگشت
ات : چرا چمدونم و بردی
یونگی : لجبازی رو بزار کنار بیا سوار شو بریم
ات : هی همون طلاق می گرفتم بهتر بود اونجوری با جیمین ازدواج می کردم و اون خیلی باهام مهربون بود هر روز بغلم می کرد بوسم می کرد نازم و می خرید برام خوراکی می گرفت می زاشت هر وقت بخوام...
یونگی : بس کن ات رو عصبام نرو اسم اون عوضی هم نیار یه بار دیگه اسمشو بیاری می رم با دستای خودم دفعنش می کنم بیا اینجا ببینم ات رو بغل کرد و بوسیدش ببخشید خوشگلم من کلا اینجوریم نمی تونم کاریش کنم دوست ندارم زیاد کسی بغلم کنه و بوسم کنه اما قول می دم از این به بعد هر روز تو رو بوس و بغل کنم
ات : امیدوارم زیر قولت نزنی
یونگی نمی زنم بوسید ات رو
ات :می تونم بوست کنم
یونگی : اره خوشگلم
ات:بوسش کرد
𝑬𝒏𝒅
- ۱۳.۵k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط