{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیه ای در کافه نازل شد

آیه ای در کافه نازل شد
در آن سویم نشست.............!!
دست من شل شد، حواسم پرت
فنجانم شکست..........!!!
شد سه حرف خیس و مبهم، قهوه بر روی زمین
عین و شین و قاف پیدا شد
ولی ناگه گسست..................!!!!
دیدگاه ها (۱۳)

موی پریشان به شکار آمد وبعد از آن روز من پریشانم واو گیره به...

بیا برایم چمدان ببند...............!!می خواهم............از ...

پیام رسان داخلی فقط این 😮 😄 😄 😮

حالا درسته رفتین مهمونی خداولی دیگه پرو نشین 😄 😄 😂 😂

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️و روی سنگفرش خیس، رد پاهایی دیده می‌شد که ...

سکوتم با تو | پارت دومتهیونگ دستمال کاغذی رو سمتش گرفت.«ببخش...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۴۱ خبر....بینندگا...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. عضلات بازوی تهیونگ...

تک پارتی از ساتورو گوجو! ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆#فیک_انیمه #انی...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط