هیچوقت نفهمیدم اونی که دوسش دارمو چطوری نگه دارم...وقتی خ
هیچوقت نفهمیدم اونی که دوسش دارمو چطوری نگه دارم...وقتی خیلی کوچیک بودم شیشه شیرم و خیلی دوس داشتم برا همین هیچ وقت از خودم جداش نکردم و همیشه تو دستم بود.تا یک روز از دستم افتاد و شکست اونوقت یاد گرفتم هیچوقت کسی که دوسش دارمونباید تو دستم بگیرم چون ممکنه از دستم بیوفته بشکنه.یکم بعد توت فرنگی رو دوست داشتم.برا همین یه شب توت فرنگی هامو بردم تو رختخوابم تا پیشم بخوابه.اما صبح که بیدار شدم دیدم همه توت فرنگی هام له شدن.اون وقت فهمیدم کسی رو که دوسش دارمو نباید ببرم تو رختخواب چون خراب میشه!!!!مدتها بعد وقتی مدرسه میرفتم یه آبرنگ داشتم خیلی دوستش داشتم برا همین به همه هم کلاسیام نشونش دادم،اما یروز دیدم آبرنگم تو کیفم نیست و معلوم نشد کی اونو برداشته اونوقت فهمیدم اونی که دوسش دارمو...نباید به دوستام نشون بدم چون ممکنه ازم بدزدنش
- ۶.۲k
- ۱۹ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط