{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام راه ظهور تو ،با گنه ، بستم

تمام راه ظهور تو ،با گنه ، بستم
دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم

کسی به فکر شما نیست ، راست می گویم!
دعا برای تو بازیست راست می گویم

اگر چه شهر برای شما چراغان است
برای کشتن تو نیزه هم فراوان است

من از سرودن شعر ظهور می ترسم
دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم

من از سیاهی شبهای تار می ترسم
من از خزان شدن این بهار می ترسم

درون سینه ی ما ،عشق یخ زده ست آقا!
تمام مزوعه هامان ، ملخ زده ست آقا !

کسی که با تو بماند به جانت آقا ، نیست
برای آمدن این جمعه هم مهیا نیست...
دیدگاه ها (۶)

ما چقد زود باوریم! دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند ...

من شنیدم که شما فصل بهاری آقا به دل خسته ی ما جان وقراری آقا...

هرگز زود قضاوت نکنید!!! یک زن دیروقت به خونه رسید آهسته کلید...

توجه ! توجه !خانم ها و آقایون ! دیگه چیزی به اومدن عمو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

رمان:( تاوقتی که عاشقت شدم )

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

سناریو: (وقتی عضو نهمی و دوست دخترشونی و انرژی زنانه منفی صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط