{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود

بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود
چه بیقرار بودی زودتر بروی
از دلی ک روزی بی اجازه وارد آن شده بودی..
من سوگوار نبودنت نیستم !!
من شرمسار این همه تحملم ...
دیدگاه ها (۱)

ﺍﻓﺴﻮﺱ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ے "ﮐﺸﻴﺪﻧـﮯﻫﺎ" ﺳﻴﮕﺎر ﻧﻴﺴﺖ . . . ﻧﻪ ﻧَﺦ . . . ﻧﻪ...

همه نقاب بر چهره نمی زنند، تا کسی را فریب بدهند...بعضی ها نق...

چقدر سخت است که لبریز باشی از گفتن ولی در هیچ سویت محرم نباش...

انرژی مثبت امروز:ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ،ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﭼﺸﻢ ﮔﺸﻮﺩﻥ،ﺑﻪ ﺧﺪ...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

برای اندوهِ بی‌پایانمشعر بگو؛ نه از رفتن، نه از فراموشی...از...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

رمان دخت من

دختر کوچولوم

رمان تو خود منی

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط