{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران که بند می آید

باران که بند می آید
خیال می کنم زنی جایی از جهان
گریه هایش تمام شده
موهای افتاده روی گونه اش را
دور انگشت اشاره می پیچد
و به ترکیب سفره ی شام می اندیشد
رسول ادهمی
دیدگاه ها (۶)

p30

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

از دشمنان تا عاشقان

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦ _بخش اول_ حالا وقتش نیست که ب...

Part ²⁴کوک ویواز چشمم دور نموند یعنی چی گفت که ات حالش انقدر...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

پارت 2

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط