{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکیه کلامش بود،

تکیه کلامش بود،
فرق نمیکرد موقع سلام یا وقت خداحافظی، میگفت:
"تنور دلت گرم "
راستش تابستان ها گرمم میشد از این حرف انگار توی ظل گرما کنار تنور نانوایی ایستاده باشی و کسی پتو تعارفت کند،
برعکس زمستان ها خوشم میآمد انگار توی هوای برفی، یک استکان چای داغ بدهند دستت،توی دلم گرم میشد از این حرف...
بعدها هر جا از دلم مایه گذاشتم و اتفاق خوبی برایم افتاد، یاد حرفش افتادم.انگار تنور دلت که گرم باشد نان مهربانی دلت را میخوری؛ هر چه دلت گرم تر، مهربانیت بیشتر،روزگارت آبادتر، خودت راضی تر .....

روزتان پر از امید
دیدگاه ها (۸)

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ : ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻏﻢ ﻧﯿﺎ !ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ...

.

.

نگاه همه به پرده سینما بود.(جشنواره فیلم های 10دقیقه ای بود ...

پارت شش

پارت ۳

#playmate p¹¹⁴ات ویو:با سردی بادی که به صورتم میخورد کم کم ب...

فیک جونگوک تا وقتی قلبمان بیدار بشود.

پارت ۳۲ملافه های سفید، کاکاشی وقتی چشمش را باز کرد اول ان ها...

تكيه كلامش بود فرق نمی کرد موقع سلام یا وقت خداحافظی، می گفت...

پدربزرگم تکیه کلامی داشت،فرق نمی کرد موقع سلام یا وقت خداحاف...

تکیه کلامش بود،فرق نمیکرد موقع سلام یا وقت خداحافظی،فقط میگ...

تکیه کلامش بود،فرق نمیکرد موقع سلام یا وقت خداحافظی،فقط میگف...

تکیه کلامش بود، فرق نمیکرد موقع سلام یا وقت خداحافظی، میگفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط