{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تكيه كلامش بود

تكيه كلامش بود
فرق نمی کرد موقع سلام یا وقت خداحافظی، می گفت " تنور دلت گرم " ..
راستش تابستان ها گرمم می شد از این حرف انگار توی ظل گرما کنار تنور نانوایی ایستاده باشی و کسی پتو تعارفت کند،
برعکس زمستان ها خوشم می آمد انگار توی هوای برفی، یک استکان چای داغ بدهند دستت،
توی دلم گرم می شد از این حرف...
بعدها هر جا از دلم مایه گذاشتم و اتفاق خوبی برایم افتاد، یاد حرفش افتادم.
انگار تنور دلت که گرم باشد نان مهربانی دلت را می خوری،
هر چه دلت گرم تر، مهربانی ات بیشتر،
روزگارت آبادتر، خودت راضی تر...
،،
روزهای پاییزیتان به خیر - تنور دلتان گرم گرم.
دیدگاه ها (۶)

متن کامل نريشن برنامه نود براي فرهاد مجيديبرنامه نود براي فر...

دختر باس مثل یه سیب رو درخت باشه چشم نوازی کنه و دور از دستر...

سخت است برای کسی که آتش گرفته توضیح بدهی که نباید بدود.دنیا ...

سخت است برای کسی که آتش گرفته توضیح بدهی که نباید بدود.دنیا ...

otagh baghli Part 36«۲۵ مین بعد » بالاخره بعد از نیم ساعت طا...

عشقی دوبارهp⁵"ویو ا.ت"نشسته بودم روی تخت و گوشی رو دستم گرفت...

پارت⁴همون روز رفتن کافه‌ای که توی خیابون بغلی بود. کافه‌ای ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط