{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو پارک دیدم یه دختره غمگین

تو پارک دیدم یه دختره غمگین
نشسته رفتم یه گل چیدم دادم
بش گفت مال منه گفتم بله مادمازل!

بعد رفتم به باغبون گفتم اون دخترو
میبینی هر روز میاد گلای پارکو میچینه!

باغبونم با بیل دنبالش کرد!

فقط میخواستم ببینم یه
دختر غمگین با چه سرعتی میتونه بدوه :|
دیدگاه ها (۴)

...

میدونید چرا من سینگلم........چون هیشگی باورش نمیشه سینگلم :)...

داداش ک داشته باشی انگار دنیا پشتتهداداش که داشته باشی یعنی ...

ده بیست سی چل پنجا شست هفتاد هشتاد نود صد چیست؟کار خیلی از ب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸ات: ببین یا قبول میکنی به من کمک کنی یا سرنوشت عین باد...

پارت سوم عروسک کوچولو ویو راوی کوکو به ات نزدیک شود و بهش گف...

[عمارت عشق] part: 2 به سمت اون خانم رفتم. چویا:«خانم دازای س...

[عمارت عشق] part: 3کنار اون پسر مو سیاه،یه دختر با موهای قهو...

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart :27با نگهبان رفت...

پارت ۴ ( پایان )

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت سیزدهم: طوفانِ برخ...

I'm not jealous part 66حرصی گفتم+برای هر کی جز من باشه گوشاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط