در تنهایی من کسی غریبه نیست ، کسی هم آشنا نیست ، من در یک
در تنهایی من کسی غریبه نیست ، کسی هم آشنا نیست ، من در یک بی وزنی عمیق گرفتارم ، به مرگ دسترسی دارم ، از زندگی دلخوشی ندارم ، از عشق خیری ندیدم ، نه ستاره ای در آسمان دارم ، نه کورسوی شمعی در خانه دلم ، نه فلسفه ای برای اندیشیدن یافته ام ، نه دیانتی برای گرویدن ، اسمی برای حال خودم ندارم ، شاید مردی با چشمان گریان بهترین اسم برای این حال باشد ، این مرد رفتنیست ، مبادا مرا از یاد ببرید .........
- ۵۲۱
- ۱۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط