{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیلان

*شیلان*


شیلان:
بخاری شومینه رو زیاد کردم از گوشی خونه زنگ زدم به رابت بین خودم ودایی گفت از دوشنبه می تونم برم دانشگاه داشتم باهاش حرف می زدم گوشی از دستم کشیده شد هیرسا با اخم نگام می کرد
- دارم حرف می زنم
هیرسا : کیه این علی
- به تو چه
اخ جون اینم بهونه
هیرسا : میگم کیه
صورتش قرمز شده بود وخیس عرق بود
هیرسا : به چی نگاه می کنی
- چت شده
هیرسا اروم گوشی رو زد تو سرم وگفت : هیچی جزغالمون کردی
رفت بخاری شومینه رو خاموش کرد وگفت : نزدیک بود خفه بشم
- تکلیف من چیه اونوقت تو این خونه یخ زدم
هیرسا : وقتی حموم می کنی موهاتو خشک کن لباس مناسب بپوش نه اینکه خونه رو بکنی کوره
- کجاش کوره است یخ زدیم بابا
هیرسا پنجره رو باز کرد داشت بارون میومد
هیرسا : اجب بارونی
رفت تو بالکن زیر بارون به آتش فشان می گفت برو اونور من هستم رفتم جلو وگفتم : بارون می خوره بهت دود ازت میاد
برگشت وگفت : بی راهه هم نمیگی
خندیدم
هیرسا : تو برو اونور سرما می خوری
- روانی
وایسادمو نگاش کردم چشاشو بسته بود زیر بارون وایساده بود
دیدگاه ها (۴)

*شیلان*هیرسا: وقتی خوب بدنم یخ زد راضی شدم اومدم داخل وپنجر...

*شیلان*هیرسا : شیلان : ولم کن- شیلان بسه اون که چیزی نگفته ش...

*شیلان*شیلان: هیرسا : کاردارم زردک - هیرسا خواهش می کنم اون...

*شیلان*شیلان:هیرسا سراپامو نگاه کرد وگفت : سراپا مشکلی - تو ...

جرعت یا حقیقت!

پارت ۱۲رز وحشیاون دختر ات نیست اون دختر خواب بود  اروم از رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط