{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد، بیشتر محو زیبای

هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد، بیشتر محو زیبایی اش می شد.

دستش را دراز کرد تا در اختیار بگیرد...


ولی خارها مزه درد را به او چشاندند تا دریابد


اگر حفاظی برای گل نبود، چنین با طراوت و زیبا نمی ماند.
دیدگاه ها (۱)

فقط مانده یک روسری...😳 😔 ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺸﺎﻭﺭﯾﻦ ﻭ ﺟﺎﺳﻮﺳﺎﻥ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪ😒 ...

اندکے تـأمــلـ🤔 از دزد می ترسید،می ترسید مبادادزد به خانه اش...

شیخ بهاء الدین عاملی در یکی از کتاب های خود می نویسد : روزی ...

تو برگزیده ای بانو یادگار حضرت مادر در دستان توست

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁸تهیونگ چند ثانیه فقط به ...

.....پارت ششم....

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎هانا آن شب یونا را به اتاقش دعوت کرد...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 118✦...................

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

اینجا یه زره داستان بد میشه چیزی نی کوک فردا یادش میره

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

شاه جوکر پارت ۵(بعد از مدت ها)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط