#ارباب_کیم ♣️

#ارباب_کیم ♣️

#پارت_42

بعد از چند مین بلند شدم و پیاده به سمت خونه حرکت کردم.
داشتم از جلوی یه بار رد میشدم که یه دختر تهیونگ رو از بار آورد بیرون و رفت.
ازش معلوم بود خیلی مسته.
داشت گیج به اطراف نگاه میکرد.

+تهیونگ

ــ تو تو کی هستی؟

+حرفی نزدم و کلید ماشینشو از جیبش درآوردم و خودش رو توی ماشین گذاشتم و به سمت خونه حرکت کردم.
تو راه همش می‌خندید و داد میزد.
بلاخره رسیدیم از ماشین پیاده شدم و تهیونگ رو از ماشین درآوردم همین که در رو باز کردم قیافه جین نمایان شد.

£کجا بودید؟

+تهیونگ رو ول کردم و به سمت اتاقم رفتم و گفتم:از داداشت بپرس (عصبی)
در اتاقمو محکم بستم و خودمو روی تخت انداختم.
سرم داشت از فکر منفجر میشد چشامو آروم بستم و خوابیدم.

......
ویو صبح
+احساس کردم کسی داره صورتمو نوازش می‌کنه.
چشامو باز کردم و دیدم که تهیونگ جلوی تخت زانو زده و داره صورتمو نوازش می‌کنه.

ــ خوشگلم.

+رومو ازش گرفتم و پتو رو انداختم روی خودم.
دوباره اومد از پشت بغلم کرد.

ــ ا/ت
+...........

ــ قهری؟

+ولم کن

ــ نمیخوام.

+پاشو برو پیش همونایی که بود.

ــ من فقط مست بودم.

+اصلا چرا تو باید بری بار.

ــ چون دوست دارم.

+اگه بخوای هر شب بری بار دیگه نه من نه تو.

ادامه دارد...............♣️
دیدگاه ها (۰)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part17بعدم کامیار اومد دنبالمون و رفتیم رستور...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۰ پارتویو اتوقتی وارد سالن...

پارت ۵۵

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:15[ویو جونگکوک]داشتم به دشمن ...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 14 چند لحظه دیگه نگاهم ک...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط