{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۸۷

پارت ۲۸۷



چند لحظه بی حرف نگاهم کرد و بعد سری تکون داد:


~باشه، ولی گوشیتو خاموش نکنیا نگران میشم


+باشه خیالت راحت خداحافظ


خداحافظی کردو منم وارد شدم ، به محض ورودم به حیاط یه دختر جوون و خوش رو اومد سمتم


.. سلام خوش اومدید


+سلام ممنونم



.. تا حالا اینجا ندیدمتون بیمارتون جدید اومدن یا میخوان بیان؟



+جدید اومدن


لبخندی زد و گفت:



..نیم ساعت دیگه وقت ملاقاته تا اونموقع میخوای حرف بزنیم و فضارو بهت نشون بدم؟


+اره ممنون میشم


لبخندی زد و راه افتاد و منم باهاش هم قدم شدم



+فکر میکردم بیمارا رو برای اینکه یکم هوا بخورن میارید بیرون اما بیماری اینجا نیست



..چون اینجا ورودیه ، پشت این تیمارستان یه محوطه هست ، اونا اونجان


+اهان...


..پدرت اینجا بستریه؟


+نه شوهرم این جاست



.. آخی برای چی؟


+اختلال روانی داره


..چه اختلالی ؟


+نمی‌دونم! بهم نمیگه ، امروز اومدم اینجا تا ببینم بهم میگه یانه
دیدگاه ها (۴)

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی. ات: سلام هیونجین: سلا...

چند پارتی

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 173♡⁠。⁠)⁩اجازه ...

the first lie

پارت آخر

چند پارتی (درخواستی)

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼Season:¹part:².....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط