{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حتما بخونید قشنگه👇

حتما بخونید قشنگه👇
پسر : سلام عزیزم، چطوری؟

دختر : سلام گلم، خیلی بد (با صدای پر از بغض و ناراحت)

پسر :چی شده؟

دختر : باید جدا بشیم


پسر : چراااااا؟

دختر: یه خانواده ای من رو پسندیدن واسه پسرشون. خانواده منم راضین ( شروع کرد به گریه

کردن) الانم باید ازت تشکر کنم بخاطر همه چیز و باید برم خونه چون مادر پسره اومده میخواد من

رو ببینه...


پسر : اشکات رو پاک کن...تا بهتر جلو چشم بیای... چون مادرم نمیخواد عروسش رو غمگین

ببینه...
دیدگاه ها (۲)

ناموسن بگید کدومه؟؟؟جواب ندادید ها

😅 😅

رمان :«پسر عموی جذابم»part:6ویو «علی»رفتم سر کلاس اولین چیزی...

دوست دختر کوچولوی منپارت47سال بعد(پرش زمانی زو حال کنید)7سال...

#ارباب‌سنگدل #پارت_12ویوی تهیونگ : رفتم و بار اسلحه رو تحویل...

نقطه شروع کنسرت p,14(ویو هنا)+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم ز...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت یک رمان عشق ممنوع

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

سناریو درخواستی هانما

Do I love him, or do I hate him?P:⁸ویو کوک بعد از بوسه دیشب ...

MyGirlPart 2 _ هییی حواستو جمع کن . (با داد و عصبانیت ) +این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط