{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(سخت گیر) پارت هجدهم

(سخت گیر) پارت هجدهم

سونیا
/:خاله چیکارکنیم الان که ا.ت بچه داره
م.ک: نمیدونم خودم هم ناراحتم
ولی باید بچشو از بین ببریم(ا.ت نمیدونی که چیزهایی در انتظارته)
/:خب جونگکوک اینجوری
مارو از خونه بیرون میکنه(نه انتظار داری نگات کنه بگه دستت درد نکنه که پچمو کشتی)
م.ک:ببین باید کاری کنیم بچه
بیافته مثل یه سمی میریزیم
تو غذاش
/:آره این عالیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کوک: ما اومدیم
/:بیاین شام
کوک: ما خوردیم
م.ک: یعنی چی
ا.ت: ما خوردیم شام بیرون
م.ک: مگه میشه تو بچه داری باید
زیاد بخوری
ا.ت: نه دستتون درد نکنه زیاد
خوردم خوابم گرفته کوکی بریم
کوک: باشه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ت: کوکی مثل دیشب بغلم
میکنی
کوک: باشه بیا بغلم قشنگم
خیلی شوق زدم
ا.ت: برای چی
کوک: بچه
ا.ت: نه ماه باید صبر کنی
کوک: تو بگو ده سال
ا.ت: واقعا اینقدر شوق زده ای
کوک: آره عزیزم ممنونم که داری
به آرزوم میرسونیم
ا.ت:کوکی موهامو نوازش کن تا
خوابم ببره
کوک: باشه گلم
کوک آروم آروم دست کشید رو
موهامو با صدای قشنگش آهنگ
میخوند
#کوک
#فیک
دیدگاه ها (۰)

(سخت گیر) پارت نوزدهمکوک:عزیزما.ت: بلهکوک: منو مامان و بابام...

(سخت گیر) پارت بیستماجوما: هنوز حاله ا.ت خوبهمیترسم سونیا بل...

(سخت گیر) پارت هفدهمکوکبیدار شدم دیدم ا.ت مثل یه بچه ی کوچول...

(سخت گیر) پارت شانزدهم ا.تداشتم میرفتم پایین که برمکار این ب...

love in the dark⑥⑦فردا(شب)کوک: سلام ا/ت: یومی کجاست؟ کوک: سل...

love in the dark⑥②چند ساعت بعد👨🏻‍⚕️: آقای جئون خانمتون بهوش ...

love in the dark⑦②چند روز بعد ا/ت: جانم چیشده چیز مهمی میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط