{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سیزدهم

پارت سیزدهم
رسیدیم به اداره پلیس
ا/ت نشسته بود روی یه صندلی و پتو دور خودش پیچونده بود
-ا/ت؟؟؟؟ حالت خوبه؟ چرا اینشکلی شدی؟؟
+همش زیر سرِ اون زنته!
-منظورت چیه ا/ت؟
+تو هیون رو تازه استخدام کردی ولی اون کار داسام بود اون روز که داشتیم می رفتیم بازار گل داسام بهش گفت در ازای یه پولِ خیلی زیاد منو ببره یه جای دور و بهم تجاوز کنه!
×چی میگی ا/ت؟؟؟ من اصن تا حالا با اون راننده یه بارم حرف نزدم!
+پلیسا گوشیش رو دارن می خوای وویسو برات پلی کنن
پلیس که تو این مدت داشت به حرفامون گوش می کرد وویسو پلی کرد
من که انقدر شوکه شده بودم اتاق داشت دورِ سرم می چرخید!
صدای داسام که هی می گفت اینا دروغه تو گوشم اکو میشد
برای یه لحظه بالاخره به خودم اومدم
یه سیلی به داسام زدم جوری که افتاد زمین
-که با خواهرِ من رفتار میکنی؟؟
+یونگی! من جونِ تو رو قسم می خورم حتی اون ا/ت اما.....
-اسم من و خواهرمو به اون زبون کثیفت نیار! حداقل چشم نداشتی ببینیش چرا این بلارو سرش آوردی؟ گفتی به همجنس خودت تجاوز کنن؟؟؟
+اینکاره من نیست یونگی! حتی اگه نتونم چشم دیدن خواهرتو داشته باشم مطمئن باش جرئت همچین کاری ندارم
توجهی به حرفاش نکردم و پیش ا/ت رفتم
-این خانوم باید دستگیر بشه
پلیس:فعلا یک شب تو بازداشتگاه میمونه تا دادستان حکمش رو اعلام کنه باید اون راننده رو هم پیدا کنیم با این وضعیت اونم جرمش سنگینه
دیدگاه ها (۱۱)

پارت چهاردهما/ت ویوداسام به چهار سال زندان محکوم شداون هیون ...

پارت پانزدهم+خانوم براتون چایی آوردم مقویه-نمی خورم آجوما......

پارت دوازدهمویو آقای یانگیونگی به اون نامه مشکوک شد و با روا...

پارت یازدهمویو آقای یانگبا این نامه که ا/ت پارانوئید داره می...

پارت ۹

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

پارت 9ا/ت : من عروسک می خواممممممته: باش باش نامجون الان میر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط