{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باورم نمی‌شد حاج احمد باشد!

باورم نمی‌شد حاج احمد باشد!
تازه رسیده بودم به قرارگاه. همانطور که داشتم می رفتم، صحنه ای عجیب دیدم. در آن هوای گرم و در آن موقع از ظهر که تمامی نیروها از شدت گرما داخل سنگر بودند، حاج احمد کنار تانکر آب نشسته بود و با عشق، ظرف های ناهار بچه های قرارگاه را می شست.
 
گفتم شاید حاج احمد نباشد؛ اما وقتی جلوتر رفتم، دیدم خود اوست. آدمی مثل حاج احمد با آن همه برو بیا، فرمانده تیپ 27 محمد رسول الله(ص) و مسئول قرارگاه تاکتیکی، بیاید و کنار تانکر آب، بشقاب های نیروهایش را بشوید!؟
 
فوری دوربینم را آماده کردم و خیلی سریع، قبل از اینکه متوجه شود، از او در آن حالت عکس گرفتم.

جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان

گروه مقاومت جام نیوز
دیدگاه ها (۱)

Custom bride part : 5

باورم نمی‌شد حاج احمد باشد!️تازه رسیده بودم به قرارگاه. همان...

دیدن عکس فوق برای تمامی مسئولین واجب است!#فرمانده‌ی_متواضع 🌷...

⭕ ️تازه رسیده بودم به قرارگاه و می‌خواستم #حاج_احمد را ببینم...

ساعت دو نصف شب بود،صدای شرشر آب می آمد.توی اون تاریکی دیدم ی...

ساعت یک و دو نصف شب بود. صدای شُرشُر آب می آمد. یکی ظروف رزم...

‍ ‌‍ 🔸 " در محضــر شهــــید " ...ساعت یڪ و دو نصف شب بودصدا...

🔸 " در محضــر شهــــید " ...ساعت یڪ و دو نصف شب بودصدای شُر...

وقتی احمد متوسلیان پایش را روی شکم حاج همت گذاشت!خسته که شدی...

ویژه ترس کومله از حاج احمد متوسلیان ‌با لباس‌های کردی، کنار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط