⭐ پارت۹/کما⭐
اون همین طوری بی جون افتاده بود رو تخت بیمارستان من نمیتونستم کاری کنم .
الان تقریبا ۳ روز از اون ماجرا میگذشت .
به خاطر اداره شرکت و البته رسیدگی به بعضی چیزا مجبور بودم اکثر اوقات تنهاش بزارم
معمولا شرکت نمیرفتم و مرخصی گرفته بودم ولی امشب فرق داشت.
جونگ کوک:آلو تهیونگ!
تهیونگ:بنال ببینم باز چیشده؟
جونگ کوک:پشت تلفن نمیشه سریع پاشو بیا شرکت
تهیونگ:چی مهم تر از اته؟
جونگ کوک:هیچی ولی کاری از دستت بر نمیاد باید بیای اینجا پشت تلفن نمیتونم بگم
-تلفن رو قطع کردم روندم سمت شرکت.
شرکت زیاد دور نبود تو مرکز سئول بود البته این به نفع من بود چون کسی به کارایی که میکنم شک نمیکرد
وقتی رسیدم همه چی عادی بود پس قطعا یه مشکل بزرگ پیش اومده بود.
سناریو هام اینا بودن شاید یکی از محموله ها دزدیده شده،شایپ یکی از مشتری ها ناراضی بوده یا شایدم یکی بو برده بوده از کارمون.
اینا مشکلات جدی نبودن چون دزدیده شدن محموله زیاد مهم نیست تا وقتی که دنبالش پیگیری نشه اون وقت کسی رو که دزدیده رو حتی لازم نبود خودم بکشم یکی از افرادمون هم کار به این سادگی رو میتونست خیلی تمیز انجام بده.
ناراضی بودنش به چپمم نیست اگه ناراضی بود خب از ما خرید نکنه اسلهه و موادا رو.
دخل کسی رو هم که زره ای بهمون شک کرده باشه رو در میارم.
#ات
چی دارم میمیرم؟یه چیزی داشت منو مثل آهن ربا میکشوند سمت خودش.واقعا این ته خطه؟دیگه تموم شدم؟
داشتم همین طوری افسوس میخوردم که در آخرین لحظاتم که به نور تبدیل میشدم چشم به ساعت افتاد،ساعت ۳:۴۶ بود.
#تهیونگ
وقتی وارد اتاقم شدم جونگ کوک داشت طول و عرض اتاقو با استرس قدم میزد که وقتی صدای باز شدن در رو شنید با قدم های بلند به سمتم اومد
جونگ کوک:تهیونگ این بار جدیه.ریسکش زیادی بالاست
تهیونگ:بنال ببینم چه گوهی باید بخورم
جونگ کوک:مستر کیم!اون چویی کثافت یه شرط گذاشته
تهیونگ:پول بیشتری میخواد؟از بودجه شرکت ندین بابام شک میکنه خودم میدم
جونگ کوک:چی زر میزنی بابا پول چیه اون چویی عوضی اونقدری پولدار هست که بخاطر پول باهات معامله نکنه
تهیونگ:کامل زرتو بزن فهمیدی؟(عربده)
جونگ کوک:تهیونگ چرا نمیفهمی خنگ خداا
-جونگ کوک جای برادر نداشتمه هر کس جای اون بود الان دفن شده بود زیر همین زمینی که روش وایستادم ولی اون داداشمه ،داداش نداشتم که از گوشت و خونم نیست ولی همه جوره حاضرم فداش بشم
حمایت پلیز🥹❤️🩹
نظرتون خیلی مهمههه😅💗
دیدگاه ها (۹)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.