{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب دیر اومدم خونه..

دیشب دیر اومدم خونه..
بابام گفت کجا بودی آواره بدبخت؟؟
گفتم خونه دوستم.
ورداشت به ۱۰ تا از دوستام زنگ زد..
دمشون گرم هر ۱۰ تاشون گفتن خونه ما بود..
۲ تاشون که دمشون گرم
گفتن الان اینجاس. خوابه خستس بیدارش نمیکنیم..
دیدگاه ها (۴)

هانییییی جییییغ میدونم الان نیستی اما برای تو

لوهان

به قران دختر شدن گناه نیست

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

رومان روز برفی (پارت 2 )از زبان اتامروزم مثل روزایہ دیگہ رفت...

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

پارت ده یونگی: لونا عزیزم این کیهکه همون لحظه یونا اومد یونا...

رمان : قلب در تاریکی

انگار دردام رفته بود خوابم برد ولی وقتی از خواب بیدار شدم تو...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_25🍷🎸پیتزای توی دهنمو...

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط