{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادش ب خیر، قدیما کرسی زغالی بود

یادش ب خیر، قدیما کرسی زغالی بود
من خیلی بچه بودم
همچین پاهای آدمو گرم میکرد که همه مغزت آروم میشد
گرماش فقط بدن رو گرم نمیکرد، بلکه خانواده رو گرم میکرد چون مجبور بودن واسه گرم شدن دورش بشینن و چشم تو چشم همدیگه بگن و بخندن....
دیدگاه ها (۹)

فی جَنّاتٍ یَتَساءَلونعَنِ المُجرِمینَما سَلَکَکُم فی سَقَرَ...

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،بلکه نداشتن کسی است که الف...

دردها فراموش خواهند شد اما ♥♥♥ همدردها هرگز ♥♥♥

دوازده پیــــام از عشـــــــقتقدیم به متولدین دوازده ماه سال...

ی شب زیبایی بود که قرار نبود....... همیشه زیبا باشه . ا.ت ی ...

#عشق_سمی #پارت_دوم(این رمان فیکشن و فیک است و ربطی به دنیای ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸یک ماه بعد____________...

درسته...اعضای بانتن بودن..که خانواده بی گناه ا.ت رو کشته بود...

★彡   Part 16 彡★ زمزمه ی آرومش تو گوشیم پیچید: ببخشید"چی؟""یه...

part seven ::⚜️🧁⚜️🧁⚜️🧁⚜️🧁⚜️🧁⚜️🧁⚜️🧁⚜️🧁⚜️🧁⚜️🧁⚜️🧁⚜️🧁مایکی یهو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط