{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصـه ازجایی تلخ شدکه باعصبانیت به هم گفتیم:

قصـه ازجایی تلخ شدکه باعصبانیت به هم گفتیم:
بچه راول کردی به امان خـــدا
ماشین راول کردی به امان خـــدا
واینطورشد که"امان خـــدا"شدمظهرناامنی

ای کاش میدانستیم امن ترین جای عالم،امان خداست
دیدگاه ها (۲)

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.10ا.ت:چی ×نشنیدی مگه کری گفت دوست ...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

ددی مافیاپارت ۵________________________🌜🌕🌛__________________...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.1×هی پسر کانگ وو:ب...

⭕️ واکنش کاربران به پخش مستندی درباره نجات خلبان آمریکایی از...

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط