{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم ، که نگوآنقَدَر حسرت دیدار تو د

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم ، که نگوآنقَدَر حسرت دیدار تو دارم ، که نگوبس که دلتنگ تو ام ، از سر شب تا حالاآنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم ، که نگوجانِ من حرف بزن!امر بفرما !آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییستآنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو !جانِ من زود بیا...آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو
دیدگاه ها (۷)

ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﺮ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ " ﺭﻫﺎ " ﺑﺎﺷﻢﺍﮔﺮ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘ...

ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﻪ ﻟﺐ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺯ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﯼ " ﻋﺸﻖ "ﻣﺎ " ﯾﺎﺭ " ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺗﺐ ﻣ...

ﻣﻦ ﺷﺎﻋﺮﻡ ﻭﺗﻨﻬﺎ ﺛﺮﻭﺗﻢﺩﻓﺘﺮ ﺷﻌﺮﻡ ﻭﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﻮﺳﺖ

ﺭﺍﺣــﺖ ﺍﺯ ☜ ﻣــﻦ☞ﮔﺬﺷﺖ ... ﺍﮔﺮ ※ﺧـــﺪﺍ ※ﻫﻢﺭﺍﺣــﺖ ﺍﺯ☜ ﺍﻭ☞ﺑﮕﺬﺭﺩ...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

P²⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۳" در آغوش رویای آبی ات " ...

این عشق فیک نیستپارت 4//ویوی شب // //ویوی کوک// ...

P2« فلش بک ب ساعت ۷ شب »ویو کیسوکه:خونه رو مرتب کردم و رفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط