{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک ازدواج اجباری

فیک ازدواج اجباری

پارت بیست چهارم

_____________________
(پرش زمانی به فردا)

+یا کوککک بیداررر شوووووو
_هوممم
+پاشووووو
_یکم دیگه
+(سطل آب روش خالی کرد)
_جیغغغغ ا/تتت
+خخخخخخخ
_مگه گیرم نیفتی
+ال فرارررر
از زبان راوی:خلاصه اینا کلیییی دنبال هم کردن تا آخر کوک ا/ت رو گرفت و کلی قلقلکش داد
+خخخخخ بسه غلت کرخخخخ‌دم خخخخخخ
_تا تو باشی دیگه رو من آب نریزی(با حالت خنده بعدم ولش کرد)
(پرش زمانی به بعد از ظهر)
+کوک شرکته حوصلم سر رفتههه
(دینگگگگ‌دینگگگ صدای زنگ موبایل)
+بله
ناشناس:سلام
+سلام شما؟
ناشناس:یک ناشناس کوک پیش منه اگه میخوای زنده بمونه بیا به این آدرسی که میفرستم
بوق بوق بوق(قطع کرد)
+الووووووو اه قطع کرد(گریه)
دینگ
+پیام اومد
متن پیام
آدرس
کارخونه ..... خارج از شهر به آدرس ‌‌.‌‌.....
تاکید میکنم تنها بیای وگرنه بد میشه برات
+سری لباس پوشیدم یه آژانس گرفتم رفتم به اون آدرس یه کارخونه متروکه بود رفتم داخل
+الوو کسی اینجا نیست
ناشناس:اومدی...
+همه جا تاریک بود چیزی نمیدیدم
+جونگکوک کجاست؟؟
ناشناس:میفهمی...

ادامه پارت بعد
شرایط:۴۵ شدن این پیج
@gina_hart
دیدگاه ها (۱۳)

چند پارتی درخواستی

عشق پنهان

فیک جونگ کوک پارت ۲۰

رمان مافیای من فصل ۱ عشق یا نفرت قسمت ۸

#رئیس_بار پارت (۷)ا/ت:حالتون خوبه؟کوک:ها؟نه اصلاا/ت:چقدر عرق...

پارت ۲۸

🖤 پارت ۳۰ | «نامه»لانا پاکت را برداشت.داخلش فقط یک کاغذ بود....

قلدر مدرسه عاشقم شد پارت ۸

سه قلب یک عشق. 16

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط