{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر زمینه ی سُربیِ صبح

بر زمینه ی سُربیِ صبح
سوار خاموش ایستاده است
و یالِ بلندِ اسبش در باد
پریشان می شود.
خدایا خدایا!
سواران نباید ایستاده باشند
هنگامی که
حادثه اخطار می شود...
دیدگاه ها (۱)

به جستجوی تو بر درگاه کوه میگریم،،،در آستانه ی دریاو علف...ب...

قومی متفکرند اندر رَهِ دینقومی به گمان فِتاده در راه یقینمیت...

beach 𝖕𝖆𝖗𝖙4ویو جنیصبح، نور طلایی خورشید از پنجره‌ی کلبه ریخت...

پارت ۱۰صبح، جونگکوک یک کیف جلوی من گذاشت._لباس بردار.متعجب ن...

عاشقانه های شبنم

وارث ابدی 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎هوای قصر از همون اول صبح سنگین بود.یکی از ف...

عاشقانه های شبنم

پارت بیست و یکم

پارت ۵صبح با صدای در زدن بیدار شدم.یکی از نگهبان‌ها پشت در ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p36همین که خواست از روی یه ریشه‌ی بزرگ رد...

RESPECT OR DIE : پارت چهاردهم صدای موتور ماشینی از پشت سرش...

☘ #داستان ☘🌹👀 پاداش خودداری از نگاه نامشروع.👈🏻 ☘ #داستان ☘🌹👀...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط