{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمگین ترین برج جهان هستم

غمگین ترین برج جهان هستم
از سنگ اول قامتم خم بود
حوای قلب من نفس می خواست
دنیای من دنبال آدم بود

بی تکیه گاهی ها هلم دادند
سمت زمین تقدیر من کج شد
بالم که می باید کمک می کرد
بارم شد و با اوج من لج شد

از باد و طوفان ها نترسیدم
ازجنگ و باران هم تنم رد شد
محبوب من محبوب مغرورم
محبوب خوب من، ولی بد شد

بد شد که من از سکه افتادم
بد شد که آغوشم به شب وا شد
بد شد که اندوهم ترک برداشت
بد شد که قلبم از تو تنها شد

من خواب می بینم نگاهت را
پشت همین شب های طولانی
بین من و تو عشق رخ داده!!
قلب نگهبان - قلب زندانی!

با دست تو شاید مرمت شد
تقدیر این برج ترک خورده
شاید به آغوش تنش برگشت
روح کسیکه بعد تو مُرده!
دیدگاه ها (۳)

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

فیک تهیونگ

شبِ بی تو،شبِ بی عشق،شبِ دردِ من و ماهه تو لج کردی، دلم فهمی...

...ترک دل کردی و خواهم مُرد در هجران تووای‌که خالی‌می‌شود ای...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

مثلا چند سال دیگر من زن ۵۰ و اندی ساله می‌شوم که ازدواج کرده...

دیوانه ام می کند مشتی حرف های نزده, بغضی فرو خورده, اتهام کا...

تکپارتی درخواستی جیمین بارون نم‌نم می‌بارید. خیابون خلوت بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط