𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮
𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏
صدای بارون کل عمارت رو پر کرده بود
خانم پارک با نگرانی به پروندههایی که روی میز بود نگاه میکرد. هر پرستاری که برای پسرش پیدا کرده بود بعد از چند روز استعفا داده بود
در همین لحظه، در اتاق باز شد و مردی با چهرهای جدی وارد شد
÷هنوز کسی رو پیدا نکردی؟
خانم پارک آهی کشید
×نه... هیچکس نمیتونه با جیمین کنار بیاد
آقای پارک نگاهی به پروندهها انداخت
÷ما نمیتونیم همینطوری ادامه بدیم. دکتر گفته اگه جیمین تمرینهاش رو جدی بگیره، ممکنه دوباره راه بره
خانم پارک آرام گفت:
×ولی خودش نمیخواد کسی کمکش کنه...
چند ساعت بعد...
دختری با لباس ساده و یک کیف کوچک جلوی در عمارت ایستاده بود
زنگ را زد
چند لحظه بعد در باز شد
+ سلام... من مانیا هستم
خانم پارک لبخند کوچکی زد
×خوش اومدی مانیا
مانیا وارد خانه شد عمارت بزرگ بود، اما فضای سردی داشت
آقای پارک از پلهها پایین آمد و به مانیا نگاه کرد
÷ تو همون پرستاری هستی که قراره از جیمین مراقبت کنه؟
+ بله
آقای پارک چند لحظه سکوت کرد
- باید بدونی کار آسونی نیست. جیمین خیلی لجبازه. تا الان هیچ پرستاری نتونسته بیشتر از چند روز بمونه
+ من سعی میکنم وظیفهام رو درست انجام بدم
آقای پارک جدی گفت:
- اگر جیمین بهتر بشه و بتونه دوباره راه بره، پاداش خوبی میگیری
مانیا کمی مکث کرد
+ من برای پول نیومدم... فقط میخوام کمکش کنم
آقای پارک چیزی نگفت
مانیا به سمت اتاق جیمین رفت
جلوی در ایستاد و چند ضربه زد
سکوت
دوباره در زد
باز هم جوابی نیامد
آرام در را باز کرد
پسری روی ویلچر کنار پنجره نشسته بود و به بیرون نگاه میکرد
بدون اینکه برگرده گفت:
- گفتم کسی رو نمیخوام
مانیا چند قدم جلو رفت
+ من پرستار جدیدتون هستم
جیمین آرام برگشت و نگاه سردی به او انداخت
- اسم؟
+ مانیا
- چند روز میمونی؟
+ منظورتون چیه؟
جیمین لبخند تلخی زد
- همه قبل از تو همینقدر مطمئن بودن. ولی آخرش رفتن
مانیا آرام جواب داد:
+ من مثل بقیه نیستم
جیمین پوزخند زد
- همه همینو میگن
+ پس باید صبر کنید و ببینید
چند ثانیه سکوت بینشان افتاد
جیمین نگاهش را از مانیا گرفت
- خواهیم دید...
مانیا نمیدانست پشت این رفتار سرد، پسری زخمی پنهان شده که قرار است زندگی هر دوی آنها را تغییر دهد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏
صدای بارون کل عمارت رو پر کرده بود
خانم پارک با نگرانی به پروندههایی که روی میز بود نگاه میکرد. هر پرستاری که برای پسرش پیدا کرده بود بعد از چند روز استعفا داده بود
در همین لحظه، در اتاق باز شد و مردی با چهرهای جدی وارد شد
÷هنوز کسی رو پیدا نکردی؟
خانم پارک آهی کشید
×نه... هیچکس نمیتونه با جیمین کنار بیاد
آقای پارک نگاهی به پروندهها انداخت
÷ما نمیتونیم همینطوری ادامه بدیم. دکتر گفته اگه جیمین تمرینهاش رو جدی بگیره، ممکنه دوباره راه بره
خانم پارک آرام گفت:
×ولی خودش نمیخواد کسی کمکش کنه...
چند ساعت بعد...
دختری با لباس ساده و یک کیف کوچک جلوی در عمارت ایستاده بود
زنگ را زد
چند لحظه بعد در باز شد
+ سلام... من مانیا هستم
خانم پارک لبخند کوچکی زد
×خوش اومدی مانیا
مانیا وارد خانه شد عمارت بزرگ بود، اما فضای سردی داشت
آقای پارک از پلهها پایین آمد و به مانیا نگاه کرد
÷ تو همون پرستاری هستی که قراره از جیمین مراقبت کنه؟
+ بله
آقای پارک چند لحظه سکوت کرد
- باید بدونی کار آسونی نیست. جیمین خیلی لجبازه. تا الان هیچ پرستاری نتونسته بیشتر از چند روز بمونه
+ من سعی میکنم وظیفهام رو درست انجام بدم
آقای پارک جدی گفت:
- اگر جیمین بهتر بشه و بتونه دوباره راه بره، پاداش خوبی میگیری
مانیا کمی مکث کرد
+ من برای پول نیومدم... فقط میخوام کمکش کنم
آقای پارک چیزی نگفت
مانیا به سمت اتاق جیمین رفت
جلوی در ایستاد و چند ضربه زد
سکوت
دوباره در زد
باز هم جوابی نیامد
آرام در را باز کرد
پسری روی ویلچر کنار پنجره نشسته بود و به بیرون نگاه میکرد
بدون اینکه برگرده گفت:
- گفتم کسی رو نمیخوام
مانیا چند قدم جلو رفت
+ من پرستار جدیدتون هستم
جیمین آرام برگشت و نگاه سردی به او انداخت
- اسم؟
+ مانیا
- چند روز میمونی؟
+ منظورتون چیه؟
جیمین لبخند تلخی زد
- همه قبل از تو همینقدر مطمئن بودن. ولی آخرش رفتن
مانیا آرام جواب داد:
+ من مثل بقیه نیستم
جیمین پوزخند زد
- همه همینو میگن
+ پس باید صبر کنید و ببینید
چند ثانیه سکوت بینشان افتاد
جیمین نگاهش را از مانیا گرفت
- خواهیم دید...
مانیا نمیدانست پشت این رفتار سرد، پسری زخمی پنهان شده که قرار است زندگی هر دوی آنها را تغییر دهد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۱.۸k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط