{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینو مینویسم واسه همون دختری که بیصدا پوست لبشو با دندونا

اینو مینویسم واسه همون دختری که بیصدا پوست لبشو با دندوناش میکنه. لبش که خونی میشه، از کسی دستمال نمیگیره. آروم انگشتش رو فشار میده رو لبش و فکر میکنه به همه ی تموم شدنهایی که حتی شروعشون اشتباه بوده.
واسه همون دختری که گوشه های ناخنش رو میکنه. درد از کنار ناخناش پخش میشه توی انگشتاش. انگشتاش شروع میکنن به زُق زُق کردن. و فکر میکنه به همه ی روزهایی که زود شب میشن و همه ی شبهایی که هیچ جوره صبح نمیشن. 
اینو مینویسم که یادش بمونه "شب حزین، و مَه غمین، و رَه دراز..."
دیدگاه ها (۱)

لایک کنین:-)

سلام من تازه اومدم لایک کنین مرسی

"بـے رحمانه ترین"'خیــــــــــــــــــــــانت'?!"این" استکه....

کاش میشد حرف هایی که در دلمتلنبار شده رابگویمکاش میتوانستم ب...

تو عمر منی پسر کوچولوی من.. شیشه ی عمر من میشه بانی کوچولوی ...

محورت داستان درباره ی کل انیمس و درباره یک یا چند شخصیت خاصی...

‏🐿‏[۰۰:۲۳ به وقت کره]•استیکر•امروز یه کارمند ازم پرسید که آی...

Otagh baghli Part⁶¹ «از زبانِ راوی »تهیونگ تک خنده ای کرد و ...

رو شیپشون کراش زدم-راستی اینا کاراکتر های سناریو ی جدیدم هست...

پارت ۲

خنده ی ممنوعه.

پارت بیست‌وسوم: طنینِ ابدی 💍 (پایان)[ظهر — گوشه‌ی آرام گالری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط