{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند ساعت بعد

چند ساعت بعد .........
جونگ کوک:ا.ت
ا.ت:جونم
جونگ کوک:اگه من یه روزی ازت درخواست ازدواج کردم قبول میکنی
ا.ت:اممم
جونگ کوک:بگو
ا.ت:باید فکر کنم
جونگ کوک:اوم فقط گفتم اگه شاید درخواست نکردم یا عاشق یکی دیگه شدم از کجا معلوم



ا.ت:چییی
با این حرفش احساس کردم یه سطل آب ریختن روم
جونگ کوک :برو اون ور میخوام برم صبحونه بوخورم
ا.ت:ب.باش
ا.ت ویو:یهو چرا انقد سرد شد
جونگ کوک:خدمتکار صبحونه رو بیار ا.ت توهم میخوای نیای نیا دیگه واسم مهم نیست
ا.ت:چرا یهو اینجوری شدی
جونگ کوک:هوم چجوری
ا.ت:یهو خیلی سرد شدی
جونگ کوک:از این به بعد همینم نیستم
دیدگاه ها (۱۱)

ا.ت:(بغضش گرفته)ا.ت:از‌ اتاقم بیرون نیومدم و تا شب تو اتاقم ...

بچه ها فیک ادامه داره

ا.ت ویو:کوک رو بردیم بیمارستان چند ساعت بعد ....ا.ت:آقای دک...

ا.ت:اما من اونو میخوام (با گریه)جونگ کوک ویو:صبح از خواب بلن...

طراح عشق

part 9

"سرنوشت "p,48...هیون : بسه دیگهه ( داد ) تا کی میخای بخاطر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط