{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از جداشدن نوشتم روی تن زخمی هربرگ

از جداشدن نوشتم روی تن زخمی هربرگ
گریه کردم و نوشتم نازنینم یاتو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده نوشتی هم قفس خدانگهدار...
دیدگاه ها (۲)

تمام عاشقانه هایم از آن تو....

ته دیگ کوووو گشنمه.....

وداع: آسون وداع کردم باهات با این که می‌مردم برات کاشکی نمیذ...

اونی که لیاقت مارو نداره خوب نداره دیگه! چیکار کنیم؟ غصه کم ...

فیک افسرده پارت چهارم

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 213♡⁠。⁠)باهم هم...

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

love and the moonPart 10 تهیونگ داره دیر میشه ها تقریبا آخ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

رومان عشق مافیا پارت 33از زبان ا/تگفت : تو الان بری نمیتونی ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 166♡⁠。⁠)⁩حتي اگ...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

سلامی دوباره🌚 بعد اینکه اومدم شرایطمو بهتون گفتم و گفتم که د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط