{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جاری ام

نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جاری ام
نه لایقم به دشمنی نه آن که دوست داری ام

تو آن نگاه خیره ای در انتظار آمدن
من آن دو پلک خسته که به هم نمی گذاری ام

تو خسته ای و خسته تر منم که هرز می روم
تو از همه فراری و من از خودم فراری ام

زمانه در پی تو بود و لو ندادمت ولی
مرا به بند می کشد به جرم راز داری ام

شناختند عامیان من و تو را به این نشان
تو را به صبر کردنت مرا به بی قراری ام

چقدر غصه می خورم که هستی و ندارمت
مدام طعنه میزند به بودنم ، نداری ام
دیدگاه ها (۷)

مستی به شکستن سبویی بند استهستی به بریدن گلویی بند استگیسو م...

شِنْیدَمْ میگَنْ توْ اوُنْ دُنْیٰاتَمٰامِ اَعْضٰایِ بَدَنْ ح...

®

شیرین شدم امشب ، نشدی باز تو فرهاد ای کوهکنم ! نقش مرا برده ...

رمان سایه‌های ممنوعه پارت9به تهیونگ و جونگ‌کوک کرد. تهیونگ ه...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش اول_ فقط یه الماس میتونه ا...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط