{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ²²

Part ²²

با اون حرفی که زد
الان همراه من می‌ره اونجا؟
دستمو میگیره؟
یا بدون اهمیت می‌ره
امیدوارم حداقل همراهم بیاد
منو رو زمین انداخت و اون حرفو زد
بخواطر همین الان جو بینمون سنگین شده
پس فکر نکنم حتی اهمیت بده
حتما میخواد تکی بره
دستش وسیله بود
اومد رو به روم وایساد

کوک: دستتو بده

انگار یک ذوقی تمام وجودم فرا گرفت
زود دستشو گرفتم و باهم سمت اونجا رفتیم

وسایل هارو گزاشت زمین
فلامینگو و دونات و کلی چیز های بادی دیگه
که برای استخر بود
انداخت تو آب که
بعضیا به سمتشون هجوم آوردن

رفتم داخل آب
و رفتم سمت مینهو و لیهو و جوهی و لونا

لونا روم آب ریخت و منم شروع کردم
یکدفعه جوهی و مینهو و لیهو هم شروع کردن آب ریختن
که یکدفعه تمام دوستای جونگکوک هم شروع کردن
بعد ۵ دقیقه همه وایسادن
و تصمیم گرفتیم گروه بندی بشیم
هرکس دوست داشت میومد تو گروه من
و هرکس دوست داشت می‌رفت تو گروه اونیکی دختره
شروع کردیم به آب پاشیدن
اخرایی بازی بود که یکدفعه شکمم درد گرفت

ات: اییییییییییی

همه وایسادن
شکمم گرفته بودم و ناله میکردم
همه دورم جمع شده بودن و من به دیوار استخر تکیه داده بودم

کوک: برید کنار برید کنار

کوک اومد.......

شرط پارت بعد
لایک ⁵⁵
کامنت ⁵⁵
دیدگاه ها (۶۰)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:9رفت بیرون و درو قفل کرد...

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:④پدرم گفت دست‌هاشو تو هم گره زد: «بله ژنرال ...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

انتقام سخت Part: 4ات: لطفاجونگ کوک: به نفعت هس همکاری کنی وی...

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:2ا.ت:کوک سر من داد نزن کو...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط