{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدای من

خدای من
کمی پائین بیا و روی این نیمکت کنارم بنشین
کمی دستم را بگیر
کمی شانه هایم رابفشار
کمی از گریه هایم را تماشاکن
میدانی
عجیب گرفته ام
رهایم کن
دیدگاه ها (۱)

هی رفیق~... میدانی از کجای زندگی ام بیشتر خسته ام ~... انجای...

هی رفیق~... میدانی از کجای زندگی ام بیشتر خسته ام ~... انجای...

به خدا واقعی دیروز رفته بودم بیرون دختره داش پیرهن مردونه ها...

عاشقانه های شبنم

وقتی یوکی بالاخره از دنیای شیاطین بیرون آمد، هنوز گوش‌های گر...

عاشقانه های شبنم

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 166♡⁠。⁠)⁩حتي اگ...

سکوت پیستPart:⁹⁹با این حرفم برق خاصی توی چشمای جونگ کوک نمای...

_____پارت²⁰ نفرین کوچولو_____لوسیفر یک قدم از دل تاریکی بیرو...

عارف بالله میرزا اسماعیل دولابی(رضوان الله علیه ) : خداوند م...

پارت هفتمپدر و مادر چان لبخند هایشان محو میشه و با نگرانی به...

عارف بالله میرزا اسماعیل دولابی(رضوان الله علیه ) : خداوند م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط