{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خدا واقعی

به خدا واقعی
دیروز رفته بودم بیرون دختره داش پیرهن مردونه هارو نگا میکرد دوستش میگف چرا نگا میکنی جواب داد همینطوری بعد دوستش گفت نگا کن ولی این یکی بیشتر به محمد میاد
با کیا شدیم هفتاد ودو ملیون
دیدگاه ها (۱)

خدای من کمی پائین بیا و روی این نیمکت کنارم بنشین کمی دستم ر...

هی رفیق~... میدانی از کجای زندگی ام بیشتر خسته ام ~... انجای...

فانتزی من اینه که بتونم دکتر زنان زایمان شم وقتی از اتاق عمل...

محو زیبایی او پارت ۲۶ ویو رزا وارد اتاقم شدم .......خیلی قشن...

پآرت⁹نوا و یونگی مثل همیشه از خواب بیدار شدن و رفتن...توراه ...

عزیز ترین دشمن من : ...

توکیو ریونجرز ( پارت1)تاکه میچی : خیله خب نائوتو بهم دست بده...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 6ویو ات:صبح اولین روز مدرسه رسماً یک...

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹²**ایزوکو**تو کلاس نشسته بودم و به دیر...

ازدواج اجباری part : 9 ویو ملودی بعد ده مین رسیدیم به یه عما...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣29🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)_ بیا کفشات رو نگه داش...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۸🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)گفتم: + باشه.بعد از کن...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁴هم از اینکه حالش خوب بود،یه جور عجیبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط