{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر شدم .... برایت نوشتم .......قصه تو را خواندم ......ن

شاعر شدم .... برایت نوشتم .......قصه تو را خواندم ......نیامدی ......و حال دیگر تکه های شکسته دلم را در هر جایی میبینی و اشکهایی که از درد نبودنت میریزم و روزهایی که برای رسیدن به تو خط میخورد و شبهایی که برای آمدن تو میگذرد ..........
دیدگاه ها (۲)

آنروز که آمدی روز خوبی بود آسمان صاف ، خورشید تابان و پرندگا...

این روزها حال خرابی دارم ، مدام غرق در فکرم ، آتش درونم زبان...

زیر قول هایت زدی ، تو گفته بودی که همیشه با منی ، کاش میدانس...

تو آرام نجوا کردی دوستت ندارم و من خیال کردم شوخی است اما جد...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

پارت ۳۲اولین صبحِ دنیایِ جدیدِ رزا با نورِ سردِ خورشید و درد...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 17هر کسی رو که میبین...

پسر بد (55)

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

My lovely neighbor part : 56

My lovely neighbor part : 42

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط