{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسین پناهی :

حسین پناهی :
پشت چراغ قرمز

پسرکی با چشمان معصوم و دستانی کوچک گفت :

چسب زخم نمی خواهید ؟

پنچ تا ، صد تومن ،

آهی کشیدم و با خود گفتم :

تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم ،

نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو
دیدگاه ها (۳)

ز نامردان علاج درد خود جستن ، بدان ماندکه خار از پا برون آرد...

آزادگی را من ندیدم این زمان/غیر از کلامی /جزاین اگر دیدی /به...

گفت دانایی که: گرگی خیره سرهست پنهان در نهاد هر بشر!لاجرم جا...

عاشقانه های شبنم

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۶

پارت ۱۴: گرمایِ میانِ سرمایِ دارواولین جلسه‌یِ شیمی‌درمانی ب...

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

عاشقانه های شبنم

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

دو پارتی از نامجون پارت ۲از آشپزخانه صدای باز شدن یخچال و ظر...

آرت واسه چالش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط