{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نترس

نترس
به زبان بیاور
بنویس که دلت برایم تنگ شده
این همه سال
این همه ماه
این همه روز
من نوشتم و بی پاسخ ماند
قول میدهم،همین که به زبان بیاوری
قبلِ از تمام شدنِ جمله ات،
پایینِ پنجره ی اتاقت ایستاده ام
باور کن تنهاییِ پنجشنبه ها،
عجیب سخت میگذرد!
دیدگاه ها (۲)

و من امروز میان حجمِ نبودنتهزاران بار لعنت میفرستم به مردمی ...

اگر دیدی کسی از تنهاییش لذت میبره بدون راز قشنگی تو دلش داره...

کودک:مامان من با خدا قهرم...مادر:چرا؟خدا که خیلی مهربونه...ک...

یخِ خیابانباز شدنی نیست...مادامی که خاطرات،سرماخورده تر از ب...

در جنگل... صبح...ات با حال خوبی از خواب بیدار شد.لباسش را عو...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

پرسه در جنگل...همان شب...بعد از شام...ات از پشت میز بلند شد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط