آن سوی آینه
آن سوی آینه
P21
٪شاید ...طلسمت کرده ..
(ویو ا.ت)
+ چ..چی ...هق...طلسم...؟؟چ..هق..چه ...طلسمی؟
٪شاید طلسمت کرده که عاشقش بشی...هر کاری از اون بر میاد
(چند ساعت بعد ، ویو ا.ت)
_ تق...تق
رفتم در رو باز کردم
جونگ کوک بود
منو گرفت توی بغلش و بوسه ای از پیشونیم زد
_ خیلی خسته شدم امروز
+ ....
_ چیزی شده؟
+چی...نه
_ هوم
رفت روی مبل نشست سرش رو به مبل تکیه داد
نفس عمیقی کشید
شیشه ویسکی روی میز رو برداشت و یکم تو لیوانش ریخت
نصفش رو خورد
دستش رو به سمت پارچ آب روی میز برد و توی لیوان آب ریخت
_ از اونجایی که ویسکی برات خوب نیست بیا آب بخور
لیوان رو به طرف گرفت
از دستش گرفتم و محکم پرتش کردم روی زمین
لیوان به هزار تیکه تقسیم شد ....دقیقا مثل قلبم
+ و...واقعا....هق...طلسمم...هق... کردی؟؟؟
_ لعنتی....(پوزخند)
_ زود تر از چیزی که فکر میکردم فهمیدی
+ (گریه های بلند)
رفتم به سمت اتاق تا برگردم خونه
؟؟؟؟
دستم رو گرفت
_کجا؟
+هققق....ولم کنننن(داد)
دستم رو محکم کشید و گرفت منو توی بغلش
+ و..هققق.ولم کننن( داد و گریه)
_ ببخشید..هوم؟..ببخشید
خودمو از بغلش انداختم بیرون و به سمت آینه رفتم
چشمام مو بستم
خودمو پرت کردم سمت آینه
....
الان توی خونه ام؟
چشمام باز کردم
اره ...بالاخره برگشتم
اون ....اون....منو بازی داد ...منو طلسم کرد ...هیچ وقت نمیبخشمش
شرط
۱۰ تا فالور
از اونجایی که خیلی مهربونم خیلی شرط نمیزارم 😅😅😂🖤
P21
٪شاید ...طلسمت کرده ..
(ویو ا.ت)
+ چ..چی ...هق...طلسم...؟؟چ..هق..چه ...طلسمی؟
٪شاید طلسمت کرده که عاشقش بشی...هر کاری از اون بر میاد
(چند ساعت بعد ، ویو ا.ت)
_ تق...تق
رفتم در رو باز کردم
جونگ کوک بود
منو گرفت توی بغلش و بوسه ای از پیشونیم زد
_ خیلی خسته شدم امروز
+ ....
_ چیزی شده؟
+چی...نه
_ هوم
رفت روی مبل نشست سرش رو به مبل تکیه داد
نفس عمیقی کشید
شیشه ویسکی روی میز رو برداشت و یکم تو لیوانش ریخت
نصفش رو خورد
دستش رو به سمت پارچ آب روی میز برد و توی لیوان آب ریخت
_ از اونجایی که ویسکی برات خوب نیست بیا آب بخور
لیوان رو به طرف گرفت
از دستش گرفتم و محکم پرتش کردم روی زمین
لیوان به هزار تیکه تقسیم شد ....دقیقا مثل قلبم
+ و...واقعا....هق...طلسمم...هق... کردی؟؟؟
_ لعنتی....(پوزخند)
_ زود تر از چیزی که فکر میکردم فهمیدی
+ (گریه های بلند)
رفتم به سمت اتاق تا برگردم خونه
؟؟؟؟
دستم رو گرفت
_کجا؟
+هققق....ولم کنننن(داد)
دستم رو محکم کشید و گرفت منو توی بغلش
+ و..هققق.ولم کننن( داد و گریه)
_ ببخشید..هوم؟..ببخشید
خودمو از بغلش انداختم بیرون و به سمت آینه رفتم
چشمام مو بستم
خودمو پرت کردم سمت آینه
....
الان توی خونه ام؟
چشمام باز کردم
اره ...بالاخره برگشتم
اون ....اون....منو بازی داد ...منو طلسم کرد ...هیچ وقت نمیبخشمش
شرط
۱۰ تا فالور
از اونجایی که خیلی مهربونم خیلی شرط نمیزارم 😅😅😂🖤
- ۱۰.۵k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط