{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« کارتها » تقسیم شد

« کارتها » تقسیم شد
یکی من ، یکی تو
...... « بازی » ........
به همین سادگی ، شروع شد !

حکم من ، « دل » بود
« خِشت خِشت » آن ، احساس
....... حکم تو « خِشت »
به سختی « دلِ سنگت » !

« تمام دلم » را که بردی
بازی تمام شد !
.....و بلند شدم
« میز بازی ، جایی برای بازندگان ندارد »
.... اما ..........

« از ته دل دعا کردم » خدا کند !
در بازی با « دیگران »
« حکم تو » دل نباشد
...... و « حکم آنها » ، خشت !!


تا « هیچوقت » نفهمی
با چه « حالی » رفتم !!

دیدگاه ها (۷)

ازوقتی که عاشق شدم فرصت بیشتری پیداکردم،برای اینکه پروازکنم ...

دلم گاهی می گیرد.....گاهی می سوزد.....گاهی تنگ میشود..و حتی ...

دل تنگی . . .همین است که بخواهی اش. . !چه دوچرخه ی کوچکی راچ...

❥❥کسے که تورو نمیخواد نمیخواد دیگه... ❥❥❥❥ خودتو خورد نکن......

......//برده ی زیبا//......

#ارباب‌سنگدل #پارت_5ویوی ا.ت : صبح با ضربه ای به سرم. از خ...

KIM V

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

کابوی احمق:۲

when silence became a scream p27

مرد بی رحم

I can be myself with himPart¹⁰⁰کلی غذا روی میز بود..از رامیو...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎دستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط