{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد

ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد

روی غرور و غیرت ماهم حساب کرد

از ما بترس طایفه پر اراده ایم

ما مثل کوه پشت علی ایستاده ایم...
دیدگاه ها (۱)

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺟﻤﻌﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺮﻗﺪﺗﺎﻥﮔﺪﺍﯾﯽ ﺑﺮ ﺩﺭﺗﺎﻧﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖﻣ...

...

...

اي حيدر شهسوار وقت مدد استاي زبده ي هشت و چار وقت مدد استمن ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p29تا چشم کار می‌کرد، جنگل‌های تیره دیده ...

پارت ۱۱: پشتِ بامِ مدرسهتهیونگ با تمامِ توانش، خودش را به پش...

❌تخم و ترکه سلمان و عبدالله این مزخرفات در یک کشور عربی بیان...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

رمان انفجار و امید

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۶صدای سامان هنوز در راهروی مخفی ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت شانزدهم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p5حرف یوری یادش اومد.«اگه خوابهاتو بنویسی...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣو-هیوک بعد از چند دق...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت شــش 𓆪 🖤🥀ات با شنیدن حرف جیمین خشکش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط