{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی وقتا

بعضی وقتا

باید تنها باشی ،

هی آهنگ گوش بدی ،

فک کنی ،

همه چیو بریزی تو خودت ...

تا مرز انفجار بری ...

اونوقت در اتاقو باز کنی

با همون لبخند مسخره همیشگی

بری بیرون و

وانمود کنی که همه چی خوبه ..
دیدگاه ها (۱)

ﯾــﻪ ﻭﻗﺘــﻬﺎﯾﯽ.. ﺑﻌﻀـــﯽ ﻫﺎ... ﺑــﯽ ﺻــﺪﺍ ﺍﺯ ﺯﻧـﺪﮔﯿــﺖ ﻣــﯿﺮ...

※ این ⇜ فضای مجازی⇝ ♟ تنهاییم ♟ را ※ بیشتر به رخم میکشد :(

وقتــی "مجــازی" دل بستی ، "مجازی" وابستــه شدی ، و "مجازی...

پشت لبخند جیمین پارت هشتماجرای جیمین تموم شده بود و مثل همیش...

لبخند قاتلپارت²⁹ویو سلیندو روز از اون اتفاق گذشته بود.اما هن...

پارت ۱۰ بعد از رفتن سوفیا، خونه دوباره ساکت شد.داشتم لیوان‌ه...

تولدت مبارک کوکی جونم

#قرارداد_دوستانه s2p15 ویو جانگکوک : کلیدای ماشینم رو برداشت...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇23ویو هویج:نامجون از وقتی ات از دفترش...

پارت۳۱ قمار یا زندگی

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط