{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو که رفتی نفســـم بی تو غریبانه گرفت

تو که رفتی نفســـم بی تو غریبانه گرفت
دلِ زارم قفسی شد که به غم خانه گرفت

تو که رفتی شب وروزم به همین خانه گذشت
مهِ شـــــــب پیش رخــم غیرت مردانه گرفت

تو که رفتی همه مردم به دلم زخم زدند
زنفیـــــرم دل هر دشمن و بیگانه گرفت

تو که بودی توبه کردم که به مِی لب نزنم
تو که رفتی هوســـم باز به میخانه گرفت

تو که دیدی به برت شمع شدم تا بپری
تو تنت پیله صفـــت جرات پروانه گرفت

تو که دیدی به هوا پر زدن از شوق تو بود
چه کنم مرغ دل از خال لبت دانه گرفت

توکه بودی دم هر کوچـــــه چراغان تو بود
تو که رفتی سر این شهر به ویرانه گرفت

تو نباشــــی چه کنم با هـــمه فرزانگیم
که در اینجا لقــــب عاشق دیوانه گرفت
دیدگاه ها (۱)

روز مرگم چه روز شلوغیست...چه دردآورست،هر قدر که نبودی امروز ...

بهترین و دردناک ترین پستاِمشَب میخوام بِشینَم از حماقَتم بِن...

بزن دنیا بزن رسمت چنین است..... سزای دل به تو دادن ه...

سوخته را آتش زدن دیگر چه معنا میدهد...مرده راخنجرزدن یارب چه...

عاشقانه های شبنم

عشق شرطی

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

فیک : بین راندها

تو که رفتی نفســـم بی تو غریبانه گرفت/دلِ زارم قفسی شد که به...

تو که رفتی نفســـم بی تو غریبانه گرفت/دلِ زارم قفسی شد که به...

تو که رفتی نفســـم بی تو غریبانه گرفت/دلِ زارم قفسی شد که به...

تو که رفتی نفســـم بی تو غریبانه گرفتدلِ زارم قفسی شد که به ...

تو که رفتی نفســـم بی تو غریبانه گرفتدلِ زارم قفسی شد که به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط