{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو تهیونگ

ویو تهیونگ
تهیونگ: خب بچس درس باید بزرگ شه با این حالتا و لج بازیا نمیتونه تو ای دنیا کثیف زندگی کنه
کوک: اوکی
کوک رف اتاقش
وی جیا
خلاصه:
خب از اون داستان ب بد تو ندرسهوسرد بودم
و تو خونه سعی میکرد با تهکوک هم کلام نشم
و هیچی برام مهم نبود شاگرد اول مدرسه نگفتم، اردو؛ اجازه ندادم ب خودم که ازشون در خوایت کن، دوستیم ندارمم
زندگیم از اون سال تا 8سال اینده همینطوری گذشت
پایان خلاصه
ویو جیا
ماه دیگه ۱۸ سالم میشه
خوش حالم اره و هم ن
این سال ها هیچ تولدی نداشتم خودم بودمو خودم
هیپ عشق و محبتیم از طرف هیچ کس نخواستمو اجازه ندادم محبت بکنن
شاید تهیونگ راس میگه
اینطوری برا خودمم بهتره
امروز تعطتیله تو خونه بودمو با گوشی کار میکرد
لیست مخاطبینم:
کیم
جئون
اقای چوی( راننده
اجوما
کدوم گوشی مخاطباش این قدره؟
در باز شدو تهیونگ وارد شد
ارباب وارد میشود
جیا:
دیدگاه ها (۰)

ویو جیا جیا: اجومااا گشنمهه از جلوش رد شدمو وارد اشپز خونه ر...

ویو جونگ کوک این چرا دنبال جلب توجهه ۸ ساله خندشو ندیدم چه ب...

ویو جیا زیر پتو بودم که در باز شد برقم روشن کردن جیا: خامووو...

ویو تهیونگ * ساعت ۹شب*تو پذیرایی نشسته بودیم کوک: تهیونگ ته:...

رمان دریای عشق پارت ۱۱( جهش زمانی به دیشب ) ویو جونگ کوک جون...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏Ⓟⓐⓡⓣ{ویو جیا}=باران ارام با بنجره برخورد میکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط