{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دراغوش خداگریه کردم تانوازشم کند...پرسید؟ بنده ام عشقی ک

دراغوش خداگریه کردم تانوازشم کند...پرسید؟ بنده ام عشقی ک بتودادم کجاست؟ اشکهایم راپاک کردموگفتم دراغوش دیگری جامانده..
دیدگاه ها (۱)

ب یک حادثه خوب جهت رخ دادن نیازمندیم

سیگاربکش....مست بکن....بغض کن....گریه کن....اصلادق کن....ولی...

دخترک تنهاییت راخوب بچسب....بگدارفکرکنن مغروری خودخواهی.......

بغض گران است وسنگین...چیزهای سنگین راتکی بلندنمیکنندنزدیکترب...

پارت پنجم: حقیقتی که پنهان مانده بودجونگ‌کوک هنوز برگه را در...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵³و با ناباوری به شخ...

Five

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

Eight

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 2ویولت هنوز ماتش برده بود.+ بابا... ...

فاصله یک لبخند تا جنون

فصل دومپارت بیست و پنجم | حقیقتی که همه‌چیز را تغییر دادجنگک...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۱

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۸" در آغوش رویای آبی ات "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط